مقدمه
پس از جنگ جهانی دوم و شکست آلمان نازی، نظمی بر پایه دو ابرقدرت آن زمان در جهان شکل گرفت. با افول شوروی و سقوط آن، کفه ترازوی قدرت تماماً به سمت آمریکا سنگینی کرد و آمریکا به قدرت بلامنازع تبدیل شد. نظم جهانی هم به تبع آن حول محور آمریکا تنظیم و قواعد و قوانین بینالمللی در راستای منافع غرب به رهبری آمریکا طراحی شد.
امروز اما شرایط متفاوت شده است. ظهور قدرتهای تجدیدنظر طلب مثل چین و روسیه در سطح جهانی و ایران در سطح منطقه غرب آسیا و درگیری بینتیجه آمریکا با این کشورها، شرایط را تغییر داده است. آمریکا اکنون با چالشهای فزایندهای در حوزههای مختلف مثل وابستگی اقتصادی به رقیب اصلی خود یعنی چین و ناتوانی در پایان دادن جنگ در اوکراین روبهرو شده است. اقداماتی که آمریکا در راستای حل این مسائل انجام داده تا کنون نتیجهای دربر نداشته و مشکلی را حل نکرده است. چین هر روز قویتر از قبل میشود و در عرصههای متفاوتی آمریکا را کنار میزند. این کشور مدتهاست چه در سیاست اعلامی خود و چه در اقدامات عملی نشان داده است که خواهان تغییر نظم آمریکایی است.
در این مطلب قرار است بخوانیم که نظم مطلوب از نظر چین چیست و در راستای تحقق این نظم چه اقداماتی انجام داده است. همچنین تبیین خواهد شد که چرا باید نوع نگاه ما به نظم جهانی، نگاه تغییر نظم آینده و افول نظم آمریکایی باشد.
اظهارات چینیها در رابطه با نظم مطلوب جهانی
مقامات مختلف چین بارها تأکید کردند که جهان باید از یکجانبهگرایی فاصله گرفته و به سمت چندجانبهگرایی حرکت کنند. چینیها همواره خود را مدافع قوانین بینالمللی تعریف کردند و خود را پایبند به قواعد سازمان ملل میدانند. درواقع میتوان گفت «تغییر نظم» در مورد چین بهمعنای براندازی سازمان ملل یا حقوق بینالملل نیست. معنایش این است که پکن میکوشد قواعد، تفاسیر و توازن قدرتِ درونِ همان نظم را بازچینی کند تا با اولویتهایش (حاکمیت ملی، عدم مداخله، توسعهمحوری) سازگارتر شود؛ یعنی «اصلاح بزرگ» نه «انقلاب»، همراه با نقد این گزاره که «نظمِ مبتنی بر قواعد» در عمل همان «قواعد چند کشور غربی» است[1]. اظهارات فراوانی از مقامات مختلف چین در نقد یکجانبهگرایی آمریکا وجود دارد. در تمامی این اظهارات، یکجانبهگرایی نقد شده و چندجانبهگرایی تبلیغ میشود. در سال 2009، «هوجین تائو»، رهبر وقت حزب کمونیست و رئیس جمهور وقت چین، در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل گفت که جهان بیشتر به سمت چندقطبی شدن و جهانی شدن اقتصاد حرکت میکند و چندجانبهگرایی و دموکراتیزه شدن روابط بینالملل عمیقاً در قلب مردم ریشه دوانده است[2].
این نوع اظهارات بعد از روی کار آمدن شیجینپینگ بیشتر و پررنگتر شده. شیجینپینگ در نشست اخیر سازمان شانگهای در نشست شانگهای پلاس گفت:
«ما باید همچنان قاطعانه با هژمونی و سیاست قدرت مخالفت کنیم، چندجانبهگرایی واقعی را رعایت کنیم و به عنوان تکیهگاه اصلی در ترویج جهان چندقطبی و دموکراتیزه کردن روابط بینالملل عمل کنیم»[3]
همچنین «وانگیی» وزیر امور خارجه چین مورخ 15 مه 2024 در پی افزایش تعرفه رو کالاهای چینی توسط آمریکا و وضع تحریم علیه برخی نهادهای چینی گفت:
«یکجانبهگرایی و حمایتگرایی خلاف روند زمانه است و قطعاً زیر چرخهای تاریخ له خواهد شد. در این لحظه حیاتی برای بهبود اقتصاد جهانی، جامعه بینالمللی باید به ایالات متحده بگوید: دست از دردسرسازی بیشتر برای جهان بردار»[4].
اقدامات چین در راستای تغییر دادن چهره نظم
ابتکارات جهانی
چین در سالهای گذشته مفاهیم جدیدی را در قالب ابتکارات جهانی به دنیا معرفی کرده است. این ابتکارات به نظر بسیاری از محققان، به منظور اصلاح یا بازسازی نظم فعلی جهان طراحی شده است[5]. ستون ایدئولوژیک، یا مفهومی که تمامی این ابتکارات ذیل آن تدوین شدهاند، مفهموم «جامعه بشری با سرنوشت مشترک» است. این مفهوم به این معناست که بشر امروز در جهانی به هم پیوسته زندگی میکند که سرنوشت کشورهای مختلف، ملتها و انسانها از هم جدا نیست؛ به عبارتی تمام افراد و جوامع بشری به لحاظ محیط زیستی، اقتصادی، تکنولوژیکی و امنیتی در یک «خانه مشترک» قرار دارند و در مسیر پیشرفت یا بحران، سهم یکسان دارند. در این چارچوب، کشورها باید بر مبنای احترام متقابل، منافع مشترک، همکاری برد-برد و عدالت بینالمللی عمل کنند تا بر چالشهای جهانی مانند تغییر اقلیم، فقر، فناوری و امنیت غلبه شود. این مفهوم برای اولین بار در سال 2013 توسط شی مطرح شد و در سال 2023 به صورت رسمی به عنوان هدف اصلی روابط خارجی چین معرفی شد[6].
ابتکار امنیت جهانی
ابتکار امنیت جهانی (GSI) که شی در سال ۲۰۲۲ پیشنهاد داد و چینیها در «سند مفهومی» آن را در تاریخ ۲۱ فوریه ۲۰۲۳ منتشر کردند، چارچوبی را برای امنیت جهانی بر پایه اصولی چون امنیت مشترک، جامع، همکاریمحور و پایدار، احترام به حاکمیت ملی و تمامیت ارضی، پایبندی به منشور سازمان ملل متحد و توجه به نگرانیهای امنیتی معقول همه کشورها ارائه میدهد[7]. از منظر چین، این ابتکار نشاندهنده عزم قاطع این کشور برای «حفظ صلح جهانی و دفاع از امنیت جهانی» است.
تحلیلگران غربی نیز آن را بهعنوان بخشی از تلاش چین برای تغییر یا بازتعریف نظم بینالمللی میبینند؛ مثلاً گزارش مؤسسه بینالمللی مطالعات راهبردی (IISS) مینویسد که ابتکار امنیت جهانی به چین کمک میکند جایگاهی فعالتر در حکمرانی امنیتی جهانی پیدا کند و سازوکارهای فعلی را از درون اصلاح کند[8].
ابتکار توسعه جهانی
ابتکار توسعه جهانی (GDI) در سپتامبر ۲۰۲۱ توسط شی در سخنرانی مجمع عمومی سازمان ملل متحد مطرح شد، و بر پنج اصل «توسعهمحوری، مردممحوری، فراگیری و عدالت، نوآوریمحوری، هماهنگی انسان-طبیعت» تأکید کرد. این ابتکار از منظر چین یک «محصول عمومی جهانی» است که هدفش حرکت به سمت توسعهای قویتر، سبزتر، سالمتر و مشارکتیتر در سطح جهان است[9]. تحلیلگران غربی نیز آن را بهعنوان ابزاری میبینند که چین از طریق آن میکوشد دستور کار جهانی توسعه را شکل دهد و در نتیجه موقعیت خود را در نظم بینالمللی بازتعریف کند و بازیگر مؤثرتری در حکمرانی جهانی شود.
ابتکار تمدن جهانی
ابتکار تمدن جهانی(GCI) که در مارس ۲۰۲۳ توسط شی جینپینگ مطرح شد، تأکید دارد بر احترام به تنوع تمدّنها، گفتوگو و یادگیری متقابل و پرهیز از تحمیل مدلهای ارزش غربی به دیگر کشورها. چین در این چارچوب بر اهمیت «شبکه جهانی تعامل تمدّنها» و «تعامل مردم با مردم» برای ارتقای فهم متقابل تأکید میکند. از دید تحلیلگران غربی، این ابتکار بهعنوان بخشی از تلاش چین برای بازتعریف نظم بینالمللی فرهنگی و ارزشها دیده شده؛ یعنی چین میکوشد به جای گفتمان ارزشهای جهانیِ بهاصطلاح غربی، چارچوبی مبتنی بر «حاکمیت ملی»، «تنوع تمدّنها» و «همکاری چندجانبه» عرضه کند.
نهادهای جایگزین
یکی از روشهای چین برای مقابله با یکجانبهگرایی آمریکا، ایجاد یا تقویت سازمانها و نهادهایی موازی با سایر سازمانهای بینالمللی تحت نفوذ آمریکا است. به طور مثال در عرصۀ امنیتی، «سازمان همکاری شانگهای» با تأکید بر مقابله با «سه شرّ» (تروریسم، جداییطلبی و افراطگرایی) و همکاریهای فرامرزی امنیتی و اقتصادی، چارچوبی منطقهای در اوراسیا ایجاد کرده که بدون حضور آمریکا مسائل امنیتی را مدیریت میکند و بدینسان ابتکارات امنیتی واشنگتن در پیرامون چین را خنثی میکند[10].
در عرصۀ توسعه و تأمین مالی، «بانک سرمایهگذاری زیرساختهای آسیایی» (AIIB) که از ۲۰۱۶ کار خود را آغاز کرده و اکنون بیش از ۱۱۰ عضو دارد، با هدف تأمین مالی پایدارِ زیرساخت در آسیا و فراتر از آن، بدیلی عملی برای بانک جهانی/صندوق بینالمللی پول ارائه میکند؛ آمریکا عضو آن نیست و حتی نسبت به آن موضعی محتاط و انتقادی داشته است، امری که به تقویت مسیرهای تأمین مالی خارج از مدار واشنگتن میانجامد[11].
درسهایی برای ما
چین نشان داده زمانی که نظم موجود دیگر اجازه رشد نمیدهد، باید برای تغییر آن تلاش کرد و مقابل آن ایستاد. سالهاست نظم فعلی جهان به رهبری آمریکا در ابعاد و حوزههای مختلف ما را متضرر کرده و روند رشد ایران را با موانع بسیاری، از جمله تحریم و محاصره اقتصادی، جنگ نظامی و جنگ نرم دچار مشکل کرده است. همانطور که در جامعه نخبگانی چین، این ادراک به وجود آمده که باید به عنوان بازیگر مخالف نظم مبتنی بر قواعد غرب در جهان نقشآفرینی کرد تا منافع ملی کشور حفظ شود، در ایران هم باید این ادراک در بین جامعه نخبگان کشور به وجود بیاید. وجود اجماع ملی در این حوزه کشور را در برابر تهدیدات و ضررها مقاومتر کرده و هزینه بیشتری بر کشورهای تولید کننده نظم فعلی خواهد گذاشت.
نتیجهگیری
با بررسی دیدگاهها، سیاستها و اقدامات چین در مسیر شکلدهی به نظم نوین جهانی، روشن میشود که چین در پی فروپاشی نظم آمریکایی و در پی بازتعریف آن با مفاهیمی از جنس عدالت، توازن و چندجانبهگرایی است. پکن بهخوبی دریافته است که جهان امروز دیگر پذیرای سلطه یکجانبه و الگوهای تحمیلی نیست و برای تداوم رشد، باید به نظم مشارکتی و متوازن برسد. از همین رو، چین با بهرهگیری از قدرت اقتصادی، دیپلماتیک و نهادی خود، در حال ساختن «زیرساختهای نظم آینده» است؛ نظمی که نه بر مبنای زور، بلکه بر پایهی همکاری، احترام متقابل و توسعه مشترک استوار است.
از منظر ایران، این روند حامل پیام مهمی است. نظم جدید جهانی در حال شکلگیری، فرصت تاریخی برای کشورهایی چون ایران فراهم میکند تا از حاشیه نظم غربمحور خارج شده و در طراحی ساختارهای نوین بینالمللی مشارکت فعال داشته باشند. چین با اتکا بر اجماع نخبگانی، برنامهریزی بلندمدت و بهرهگیری از قدرت نرم خود توانست مسیر تغییر نظم جهانی را تسریع کند. ایران هم میتواند با مشخص کردن نقش خود بهعنوان قدرت مستقلِ منطقهای مخالف نظم موجود، جایگاهش را در این تحولات تثبیت کند.
در جهانی که نظم پیشین در حال افول است، بیطرفی یا انفعال خود به نوعی شکست است. ایران باید همانگونه که چین عمل کرده، به بازسازی درک نخبگان و تصمیمگیران از واقعیتهای قدرت جهانی بپردازد، از وابستگی ذهنی به نظم غربی فاصله بگیرد، و با تمرکز بر منافع بلندمدت ملی، بخشی از معماران نظم نوین جهانی باشد؛ نظمی که بر مبنای چندجانبهگرایی، احترام متقابل و عدالت بینالمللی بنا میشود.
منابع
[1] سخنرانی وانگیی منتشر شده در تارنمای آژانس بینالمللی همکاری توسعه چین
http://en.cidca.gov.cn/2021-07/08/c_641268.htm
[2] گزارش وزارت امور خارجه چین از سخنرانی مذکور
[3] متن سخنرانی شیجینپینگ
https://www.gov.cn/yaowen/liebiao/202509/content_7038671.html
[4] گزارش تارنمای وزارت امور خارجه چین در رابطه با سخنرانی وانگیی
https://www.mfa.gov.cn/eng/wjbzhd/202405/t20240515_11305137.html
[5] گزارش تحلیلی تارنمای آمریکایی شورای آتلانتیک با عنوان « چگونه جدیدترین ابتکارات جهانی پکن به دنبال بازسازی نظم جهانی است»
[6] تارنمای وزارت امور خارجه چین
https://www.mfa.gov.cn/eng/wjbzhd/202501/t20250127_11546599.html
[7] چارچوب مفهومی ابتکار امنیت جهانی
https://en.chinadiplomacy.org.cn/pdf/The_Global_Security_Initiative_Concept_Paper.pdf
[8] گزارش مذکور از مؤسسه (IISS)
[9] چارچوب مفهومی ابتکار توسعه جهانی (GDI)
https://www.mfa.gov.cn/eng/zy/jj/GDI_140002/wj/202406/P020240606606193448267.pdf
[10] یادداشت منتشر شده توسط سازمان همکاریهای شانگهای در رابطه با خود
https://eng.sectsco.org/images/07e8/0c/14/1625960.pdf
[11] نحوه حکمرانی بانک توسعه زیرساخت آسیایی
https://www.aiib.org/en/about-aiib/who-we-are/yearbook/detail/governance-comparative/index.html


